تنها

دلم تنگ است

برای در کنارت بودن دلم تنگ، است

برای خیره شدن در چشمانت ،

نازنیم نمیدانی که، نمیدانی که دیداری در وجودم آتش عشقت را

برانگیخته است

نمیدانی چندین برابر از قبل به قلب مهربان و عاشقت وابسته

شده ام

و باری دیگر عهد دیگر عهد سوختن و ماندن را به تو دادم.

هنوز رنگ چشمانت در خاطرم مانده و زنگ صدایت در گوشم

زمزمه میکند ..

تقدیم به بهترین بهترینا

تقــــــدیم به تو کـــــــــــــه از عـشـــــــقـــــــی می دانی؟

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم

شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟